احمد احمدى بيرجندى

132

مناقب فاطمى در شعر فارسى ( فارسي )

رزم ازين خانه زاد و صلح از آن زاد * دشت قيام است اين و شهر امان است صبغهء 9355945 خ 0 4 خ ذلّت ازين سراى بدور است * شاهد قولم محرّم و رمضان 0455945 خ 0 5 خ است مهد حسين ، گاهوارهء حسن است اين * مولد زينب ، خداى گونه زن است اين بيشهء شيران و صفدران و دليران * كوى شهيدان لاله‌گون كفن است اين مدرسهء طاعت است و مكتب توحيد * مصدر نام آورانِ بت‌شكن است اين دايرهء حكمت است و محكمهء عقل * مظهر محراب و دفتر و سخن است اين خاك درش توتياى اهل يقين است * كوى شرف ، خانهء اميد من است اين زاويهء صبر و پهنهء ظفر اينجاست * ساحل آرام و موج پُر خطر اينجاست كشتى و طوفان و ناخدا و خداوند * ورطه و پاياب و راه و راهبر اينجاست صاعقهء ابر و نوشخندهء خورشيد * تيرگى شام و پرتو سحر اينجاست پرسش و ميزان و حشر و نشر و مكافات * محتسب و داورى و دادگر اينجاست طرفه سرايى است در گذرگه انسان * راه جنان و جحيم و نفع و ضر اينجاست آرى ، جز حق در اين سرا نتوان جست * از در اين خانه جز صفا نتوان جست خانهء شير خداست اين و در اين جا * جز به خداوند آشنا نتوان جست اى كه به كارت گره فتاده جزين در * دست خدا را گرهگشا نتوان جست اى دل اگر در پى رضاى خدايى * نقش رضا جز ز مرتضى نتوان جست خانه خدا اندرين سراست خداوند * آرى اينجا بجز خدا نتوان جست هر كه به اين خانه راه يافت امان يافت * ملك شرف ، شهر علم ، گوهر جان يافت عزّت و آزادى و سلامت و اميد * سرورى و سرمدى و توش و توان يافت كسوت آزادگى و خلعت اسلام * دولت جاويد و راحت دو جهان يافت پشت به ميراث بانيان ستم كرد * رمز سعادت ازين دريچه عيان يافت واى به چشمى كه كاخ قيصر و جم جست * شاد ضميرى كزين سراچه نشان يافت